288. آرایشگاه
دیشیب رفتیم آرایشگاه موهات رو مرتب کردیم و برای اولین بار کلی جیغ و داد کردی :( البته با گوشی بابا باز آروم شدی ؛ ) راستی شلوار پیش سینه دارت رو تنت کردم -محض اطلاع بهار جون :)- ولی عکس درست درمون نذاشتی بندازم ... این برای خاله :) امشب هم اومدیم دماوند ... اولش کلی جیغ زدی و گریه کردی :( یعنی چیش رو نفهمیدم!!! بابا میگه حتما روز مهمونی یلدا یه چیزی شده ولی تا جایی که من میدونم هیچی نشده! چه میدونم والا!!! ...








